بهخاطر فقدان بيطرفي، بلكه در عينحال به سبب فقدان نقد و تحليل و بيذوقيشان درخور اعتنا نيستند.
افزايش عظيم تعداد قديسان موجب افزايش مشابه روزهاي مقدس شد. در سدههاي ميانه، روزهاي مقدس زيادي وجود داشت و اغلب مراسم روزهاي مقدس به بهترين صورت برگزار نميشد و به جاي تهذيب موجب فساد اخلاق ميگرديد. از اين رو روزهاي مقدس، بهويژه آنها كه خيلي جدي گرفته ميشد، مشكلات اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي زيادي پديد آورد.
يكي از نتايج پرستش قديسان، رواج زيارت اماكن متبرك بود، جاهايي كه قديسان در آن زندگي كرده يا مرده بودند. در اينجا لازم است از زيارت ديگري ياد كنيم كه سرانجام، بهصورت مهمترين نوع آن در اروپاي باختري درآمد، تا اينكه بهخاطر زيارتگاه لورد (1858)، اندكي از اهميت آن كاسته شد. بر اساس افسانهاي، سانتاكازا، جايي در ناصره كه در آن ولادت مسيح به مريم بشارت داده شد و مسيح به دنيا آمد، يا سانتاكازا كه هلناي قديسه1
آن را در همان نقطه براي تجليل از آن رويدادها بازسازي كرد، در سال 1291، براي
پيشگيري از بيحرمتي مسلمانان نسبت به آن، توسط فرشتگان به دالماسيا انتقال
يافت؛ بعداً، در ساحل ديگر درياي آدرياتيك به دو نقطهٴ مختلف برده شد.
سرانجام، انتقال چهارمي صورت گرفت و سانتاكازا به لُرِتو (بر ساحل جنوب
آنكونا) برده شد و امروز در همانجا ديده ميشود. اين بناي كوچكي است شامل تنها
يك اتاق با ابعاد 4/36×6/20×10 متر، بدون سقف و شالوده، كه در زير سقف بازيليكاي لُرِتو قرار دارد. آن بازيليكا را دوناتو برامانته از سال 1464 تا 1513، ساخته و در سال 1587، به فرمان سيكستوس پنجم دروازهٴ آن بنا شده است. دست كم از سال 1313، در آنجا جشني به افتخار مريم برگزار ميشود، ولي جشن در روز تولد مريم (هشتم سپتامبر) است و نه روز بشارت (بيست و پنجم مارس). افسانهٴ انتقال سانتاكازا در سال 1472 پديد آمد. ولي تا سال1531 ، كاملاً بالوپر گرفت و در آن هنگام، پوشش مرمري مجللي در اطراف بناي وسط كليسا ايجاد شد. جشن نقل مكان در دهم دسامبر تا سال 1590 صورت نميگرفت. رشد و گسترش اخير اين افسانه (تقريباً دو قرن پس از رويداد فرضي) و توفيق خارقالعادهٴ آن، كه يكباره آغاز شد، توسط كانُن اوليسه شواليه بهصورت شايان تحسيني مورد بررسي قرار گرفته است. بايد اضافه كرد كه كليسا هرگز از تشويق عبادت و زيارت قديسان باز نايستاد و عموماً موٴمنان به اين افسانه باور داشتند.
پرستش امامان و اوليا در ميان مسلمانان هم داراي همان اغراض احساسي و عاطفي است،